کاربرد نوروفیدبک

 

حتما می‌دانید که سیستم‌ها و دستگاه‌های گوناگون برای اینکه درست و به بهترین نحو کار کنند، نیاز به تنظیم دارند. این مسئله به ویژه هنگامیکه چند سیستم مختلف قرار است با هم کارخاصی را انجام دهند بیشتر اهمیت پیدا می‌کند، در اینجاست که بحث هماهنگی و زمان‌بندی سیستم‌ها هم به میان کشیده می‌شود.

 

انسان نیز یک ماشین پیچیده است که خود از سیستم‌های مختلف تشکیل شده است. این سیستم‌ها در کنار یکدیگر و هماهنگ با هم عمل می‌کنند تا اعمال انسانی ما را بسازند و خود نیز از سیستم‌های جزئی‌تری تشکیل یافته‌اند. حتما برایتان قابل لمس است که وقتی تمام این سیستم‌ها درست و کاملا هماهنگ با هم عمل کنند ما در نهایت سلامت و دارای بیشترین کارایی هستیم. لذا از این منظر سلامت ما در گرو شناخت قسمت‌های مختلف بدن و بررسی کارکرد آنها و سپس اصلاح و تنظیم هر یک از آنهاست.

 

یکی از سیستم‌های مهم در بدن ما مغز است و شاید بتوان گفت مهم‌ترین و پیچیده‌ترین سیستمی است که تا کنون شناخته شده است. مغز فرمانده بدن و عامل پشت پرده تمام افعال و افکار و احساسات ماست. مغز سیستم پیچیده‌ای است که خود دارای قسمت‌ها و بخش‌های مختلفی است که دارند با هم کار می‌کنند. بنابراین می‌توان گفت عملکرد مغز و توانایی‌های آن وابسته به تنظیم و هماهنگی اجزاء مختلف آن است.
تنظیم مغز :
نوروفیدبک وسیله‌ای است که کار تنظیم و رفع اشکالات مغز را انجام می‌دهد. در بخش مغز و عملکرد آن گفتیم که مغز از سلول‌های عصبی تشکیل یافته که شبکه‌های عصبی را در مغز می‌سازند. قسمت‌های مختلف مغز (مجموعه‌ای از شبکه‌های عصبی) کارکردهای مختلفی دارند و فعالیت این شبکه‌ها سبب تولید امواج مغزی گوناگون در شرایط و موقعیت‌های مختلف می‌گردد. اگر این شبکه‌ها هر یک کار خود را درست انجام دهند و با هم نیز هماهنگی داشته باشند، مغز بدون نقص کار خود را انجام می‌دهد. اما مسائل مختلفی (مانند استرس یا گاهی ویژگی‌های ژنتیک) روی این شبکه‌ها تأثیر گذاشته و در کار آنها اخلال ایجاد می‌کنند. مشکلات توجه و تمرکز، ضعف حافظه، مشکلات یادگیری و حتی رفتاری نیز از جمله نتایج اشکال در کار مغز هستند. نوروفیدبک ما را از کارکرد مغزمان آگاه کرده و سپس کمک می‌کند تا آن را اصلاح و تنظیم کنیم.
نوروفیدبک چگونه مغز را تنظیم می‌کند؟
نوروفیدبک کارکرد مغز را به صورت امواج مغزی ترجمه کرده و سپس آن امواج را در قالب عناصر بازی کامپیوتری یا فیلم نشان می‌دهد. یک کودک AD/HD را در نظر بگیرید که در مقابل مانیتور یک کامپیوتر نشسته است و مشغول تماشای یک فیلم یا انجام یک بازی کامپیوتری است. تعدادی الکترود که روی سر قرار دارند و به گوشها متصل هستند امواج مغزی او را اندازه می‌گیرند. دستگاه این امواج مغزی را به شکل‌های مخلف نشان می‌دهد. روی مانیتور مقابل درمانگر، امواج مغزی به شکل ستون‌های رنگی دیده می‌شوند. هر ستون موج خاصی را نشان می‌دهد.  در کودکان ADHD زیادتر بودن امواج تتا و بتا2 نسبت به حالت طبیعی، به ترتیب باعث حواس‌پرتی و اضطراب می‌گردد. از طرفی ضعف هماهنگی حسی حرکتی در این کودکان نشانه کاهش موج SMR است، بنابراین در درمان این کودکان امواج تتا و بتا2 را سرکوب و SMR را تقویت می‌کنند. بوسیله بازی این امواج تقویت می شود، کودک باید سعی کند در بازی برنده شود. اگر بتواند امواج تتا و بتا2 را کاهش داده و موج SMR را افزایش دهد، برنده می شود. کم‌کم که کودک به بازی ادامه می‌دهد مغز او بصورت ناهشیار می‌آموزد که چگونه این اتفاقات می‌افتند و این هنگام است که مغز عملکرد جدید را یاد می‌گیرد. اینگونه است که طی یک دوره آموزشی مغزیاد می‌گیرد که خودش را اصلاح و تنظیم کند.
جلسات درمان با نوروفیدبک:
جلسات درمان در پارتیشن‌های مجزا و در محیطی آرام تشکیل می‌شود. درمانگر و مراجع در کنار هم، روی دو صندلی راحت و پشت میز می‌نشینند. در جلوی هر کدام یک مانیتور قرار دارد که تصاویر مختلفی را نشان می‌دهند. یک الکترود روی پوست سر و دو الکترود روی دو گوش و با کمک یک چسب مخصوص نصب می‌شوند تا امواج مغزی را دریافت و به کامپیوتر منتقل کنند. در مانیتور مقابل درمانگر امواج بصورت خام و همینطور ستون‌های رنگی دیده می‌شوند، در حالیکه کودک در مانیتور خود امواج را به شکل یک بازی یا فیلم مشاهده می‌کند.
استفاده همزمان نورو/بيوفيدبك باعث مي‌گردد تا فرد بتواند امواج مغزي خود را با ساير كاركردهاي فيزيولوژيك مانند ضربان قلب، ريتم تنفس و … هماهنگ كند و بدين شكل كنترل بيشتري بر ذهن و بدن خود داشته و به نحو مؤثرتري تمركز، اضطراب و … خود را كنترل نمايد.
تعداد و مدت زمان جلسات :
مدت زمان هر جلسه حدود یک ساعت است که بیشتر آن به نوروفیدبک/بیوفیدبک و زمانی هم به انجام تمرینات و تکالیف دیگر اختصاص دارد. جلسات سه روز در هفته (یک روز در میان) و به مدت 40 جلسه (بطور متوسط در مورد کودکان ADHD و LD) ادامه می‌یابند. این تعداد جلسات متغیر است و بستگی به حضور منظم و به موقع در جلسات، شدت مشکلات کودک، همکاری کامل با تیم درمان و انجام تکالیف مختلف در خانه دارد.
كاربردهاي نوروفيدبك تأثيرات قابل توجهي در درمان بسياري از اختلالات ازجمله AD/HD، حملات هراس، فوبي‌ها، وسواس، اضطراب، ناتوانايي يادگيري و… دارد. کاربردهای دیگر:
* تنظيم توجه، افزايش تمركز، متعادل كردن گوش بزنگي/ برانگيختگي
* مديريت استرس، كاهش تنش
* توانايي كنار آمدن با كار زياد، ذخيره انرژي و به دور ماندن از خستگي يا فرسودگي شغلی
* افزايش خلاقيت
* بهبود تصميم‌گيري و كاهش خطا
* بازيابي سريع آرامش دروني در شرايط استرس‌زا
* افزايش آگاهي
* كاهش اضطراب
* يادگيري سريع
* بهبود حس بخشايش
* تقويت مهارت‌هاي ارتباطي
* بهبود حافظه
* توانايي بازگشت سريع به زمان حال
* آمادگي بيشتر براي پذيرش تغيير
* كاهش كج‌خلقي
* متعادل كردن منتقد درون
* بهبود مديريت درون و واكنش‌هاي هيجاني
* توانايي تغيير آسان توجه از كاري به كار ديگر
* افزايش انگيزه
* افزايش خودشكوفايي
* افزايش حس حمايت از خود
* افزايش پذيرش خودتاريخچه نوروفيدبك
همه چيز در سال‌هاي دهه 1960 شروع شد. دكتر باري استرمان Barry Sterman، محقق دانشگاه UCLA كاليفرنيا، مشغول به انجام تحقيقاتي درباره فعاليت عصب‌شناختي مرتبط با خواب بود كه در خلال آن موفق به كشف امواج 14 هرتز در EEG مغز گربه‌هاي مورد آزمايش گرديد. اين امواج با كاهش تنش عضلاني در گربه‌ها ارتباط داشتند و بعدها نام SMR به خود گرفتند. دكتر استرمان و گروهش به تحقيقات خود ادامه دادند تا ببينند كه آيا گربه‌ها در ازاي دريافت پاداش (شير)، توليد امواج SMR در مغز خود را افزايش مي‌دهند يا خير؟ پاسخ مثبت و نتيجه رضايتبخش بود. به دنبال آن دكتر استرمان هدايت تحقيقاتي براي NASA را برعهده گرفت كه در آن به ارزيابي سمي بودن سوخت موشك پرداخت (افرادي كه در معرض سوخت قرار مي‌گرفتند دچار حالات استفراغ، سردرد، افزايش دم‌ و بازدم (هواگيري)، توهم و تشنج مي‌شدند). دكتر استرمان گربه‌ها را در معرض مقدار زيادي سوخت قرار داد و در آن‌ها حالات استفراغ، سر و صدا، افزايش هواگيري، بزاق‌آوري، حملات تشنجی و مرگ را به دنبال هم مشاهده كرد. اما يك گروه از گربه‌ها واكنش ديگري نشان دادند كه باعث تعجب گروه تحقيق شد. آن‌ها توانستند وقوع حملات را در دوز بيشتري نسبت به دوز قابل تحمل براي گربه‌هاي ديگر متوقف كنند. گروه با مراجعه به سوابق گربه‌ها دريافتند كه اين گروه از گربه‌ها پيش از اين طي مطالعه خواب، تحت آموزش SMR قرار گرفته بودند. دكتر استرمان تحقيقات خود را روي انسان و در مورد بيماران مبتلا به صرع ادامه داد. او تاكنون مقالات زيادي درباره استفاده از نوروفيدبك نوشته است.
تا به امروز هيچ اثر منفي از نوروفيدبك گزارش نشده است، بلكه تمام اثراتي كه داشته مثبت بوده است. بدترين حالت اين است كه نوروفيدبك نتواند تغييري در علائم بيماري به وجود آورد.